امروز که داشتم فلکه به طرف جاده محموداباد می رفتم چند تن از هموطن ها رو دیدم که از من میخواستن که اونا رو به عضویت گروه اکبر دربیارم که البته من در ابتدا مخالفت کردم و به یکی از آن هموطن گفتم "بی ادب" اما مدتی به آنان پاسخ دادم که برای عضویت در گروه باید با فوت های کار ما را بلد باشید و واژه ها و تفاسیر مختلفی را بدانید حالا به معرفی آنها می پردازم:
مهم ترین آنها واژه ی آقای مقربی است این واژه از مخوف ترین واژه های موجود در دیکتیوناری (Dictionary) اکبر می باشد از سوابق این فرد در قبال اکبری ها می توان به 3 مورد مهم اشاره کرد:
1- دستگیری یاسر... هنگامی که در بالا ی دیوارهای دستشویی مدرسه در حال عکس برداری از محتویات درون آنها بود (یعنی چند تن از هم کلاسی ها در حال قضای حاجت)و توقیف دوربین.
2- دستگیر کردن حیدر در حال به خاطر 250 تومان در حال چرخیدن در حوض مدرسه بود –در حالی که کفشش را در آورده بود و پاچه های شلوارش را به طرز گالشی بالا زده بود- و انتقال وی به آلکاتراز.
3- دستگیری تمامی اعضای گروه اکبر در حالی که از کلاس پرورشی فرار کرده و در نمازخانه خوابیده بودند.
البته این شخصیت همکاران دیگری هم دارند که اکثرا مضحکه عام و خاص اند همچنین شایان ذکر این همکاران هم اقدامات بزرگی انجام داده اند مثلا گرفتن تعهد از حیدر و یاسر که اینترنت 100 ساعته مدرسه را دزدیده بودند وبه تنهایی تا انتهای آن را لیسیده بودند (البته این حیدر و یاسر به دلایل امنیتی هزینه ای به خاطر این چندین ساعت پرداخت نکردند)
اما واژه ی بعدی که برای اولین بار آن را فاش می کنم و از گفته ی خود دلشادم واژه ی بچه باز می باشد که قبلا به صورت "بچه..." نمایش داده می شد (که نباید با لقب یاسر که ... است اشتباه گرفته شود) این عمل فقط به طور خصوصی تدریس می شود (از داوطلبان خواهش میشود که هنگام آمدن به این کلاس با خود یک بچه 7 تا 12 ساله با خود به همراه بیاورند که الزاما خوش چهره و ترجیها مذکر باشد با تشکر.)
کلمه ی بعدی کلمه ی خطم است که بر خلاف معنای ظاهری از جشن های بزرگ اکبری ها می باشد (منظور از خطم در اینجا خطمی است که در آن غذا سرو شود و مخطوم اگر جوان باشد جه بهتر چون غذا بیشتر است)
در پست بعد به فنون کار اشاره می کنم.
خداهیش نظرتونو درباره ی این پست بگین.
اوو این همه بچه جایه یاسر خالی!
چنین مطالبهایی
تا به حال در وبلاگ نداشتیم ولی در رکود مطلب نویسی وبلاگ بد نیست.
این پستو دارم تو قایمشهر می نویسم.دلم واسه ی همتون تنگ شده.
واسه آرش واسه شهریار واسه حیدر واسهممس وحتی برای علی با اون قیافش(البته چند روز پیش با
حیدرو جیمیل ساواشی بودیم دلم واسه حیدر هنوز تنگ نشده.)
من۱۵روز دیگه می آم آمل به همتون سر میزنم دلم واسه همتون تنگ میشه ایشالا علی قربون همتون
بشه.بابای![]()

اگر بخواهیم اکبرها را از نظر عقاید سیاسی بررسی کنیم به چند دسته بر می خوریم که نشات گرفته از همان دو نوع اصلی اکبریت می باشد (برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به مقاله ای در باب اکبر):
1- اکبری های شدید اکثرا پیرو مکتب ماتریالیسم (Materialism) هستند همچنین به نظم و ترتیب علاقه ای ندارند و به گونه ای انارشیست (Anarchist) هستند.
2- اکبری های خفیف دو دسته اند
(Aناسیونال سوسیالیست ها (National Socialist)
(Bسکولار شبه دموکرات های مارکسیست محدود (Limited Secularist Quasi Democrat & Marxism)
این موضوع خود شامل بحثی عظیم میگردد به عنوان مثال گروه اکبر واحد سمپاد آمل با رهبری سیاسی یاسر... پیرو مکتب a یا همان ناسیونال سوسیالیست بودند
اما به دلیل مشکلات به وجود آمده توسط عده ای آنارشیست به نام مستعار شهروز باند و اعمال برخی کارهای خلاف قواعد و شرایط سیاسی
از جمله ی پاره کردن واولتیماتوم پیوندی اکبر (linking Ultimatum of Akbar ) توسط شخص شهروز و سایر بی تجربگی های سیاسی ایشان و همچنین عدم موافقت جمیع مردم
یاسر... تصمیم به تحقیق در مورد تمامی مکاتب و عقاید نمود وبه این نتیجه رسید که مکتب b یا همان سکولار دموکرات های کاپیتالیست محدود می تواند اثر بخش تر و بهتر باشد
حال سکولار دموکرات های کاپیتالیست محدود یعنی چه؟
سکولار یعنی حکومتی که دین از حکومت جدا باشد و نمونه ی آن کشور آمریکا
اما نباید اشتباه کرد کشور هایی مانند فرانسه سکولار نیستند زیرا از روسری گذاشتن زنان جلوگیری می کنند و آن را تبلیغات دینی می دانند.
دموکرات به روش حکومتی گفته می شود که کاملا آزاد شود یعنی 6 شرط زیر را دارا باشد:
1-در جامعه باید تمام افراد و ارگان ها حق مساوی و اعمال رأی قائل شد.
2-تمام احزاب آن حق داشتن نشریه ی به خصوص روزنامه را داشته باشند.
3-افراد و روزنامه نگاران آن به دلیل آزادی بیان و عقیده هایشان محبوسی نگردند.
4-افراد به دلیل عدم پیروی از قانون اساسی از شرکت در انتخابات منع نشوند.
5-نشریات آن هیچگاه رو به تعطیلی نروند،حتی اگر مطلبی علیه دولت بنویسند.
6-زنان با مردان برابر باشند
گروه اکبر به این دلیل شبه دموکرات (Quasi Democrat) هستند که شرط 6 جامعه ی دموکرات را کاملا قبول ندارند یعنی ... ی یاسر ...
مارکسیسم یعنی زندگی اشتراکی و مخالف سیستم سرمایه داری یا Capitalism (البته اخیرا یاسر در حال رسیدن به نتایجی ناهمگون آن است)
محدود هم اینجا به معنی منطقه ای و یعنی هر چه گروه اکبر سمپاد در می آورد در همان گروه به اشتراک گذاشته می شود و در صپرتی که کسی تخلف کند به عنوان تک خور به دار آویخته می شود.
پس از گفتن این بحث نتیجه رسیدیم اگر بخواهیم سکولار شبه دموکرات های مارکسیست محدود باشیم باید حتی آنارشیست ها و آنتی راتیونالیست ها را نیز بپذیریم
ولی چون در آن شرایط تحت تاثیر پروپاگاندای NS ها بودیم و از عقاید هیتلر پیروی می کردیم با ایشان بد رفتار کردیم که حال از آنها عذر می خواهیم.
ولی هنوز اگر اولتیماتوم پیوندی اکبری اجرا نشود مساله ی تعدیل قدرت ها منحل پرونده ی آنها به شورای اکبریت ارجاع خواهد شد .
حال دربارهی عقاید جدید اقتصادی یاسر ... که می توان به آن مارکسیسم کاپیتال محدود گفت
تعجب کردید
تعجب نکنید که چگونه دو مکتب مخالف با هم قرار گرفته اند
بله این عقیده که اولین بار مورد بحث قرار می گیرد این گونه است که
مارکسیست های محدودیعنی چند نفر که اموالشان را با هم تقسیم میکنند (مثلا اعضای گروه اکبر شمپاد آمل) در جامعه ی بزرگتر و در میان سایر گروه های اکبر خفیف که همانطور
که گفته شد در هر شهر و هر مکان از هم جدا هستند
به عنوان یه کاپیتال شناخته می شوند یعنی کاپیتالیسم کل و مارکسیسم جزء
احتمالاََ این مکتب به عنوان یاسریسم (Yaserism) و یا ...ایسم (…ism) که 3نقطه ایسم (Threedotism) خوانده می شود نام خواهد گرفت.
به کدامین گناه اینگونه عقوبتمان میکنی
کبارا به کدامین گناه اینگونه عقوبتمان میکنی درکتابت در شرح درک الاسود دوزخ نیز شکنجه و عذابی به این سختی به گنه کاران تذکر داده نشد واگرنه هیچ جافی ستمکاری از ترس تحمل کردن وی ستم و جفا نمیکرد و دنیا مملو از عدل و داد میشد .
و حال در احوال ما بنگرید که چگونه روز و شب در مدرسه در هرکوی و برزن و حتی در تعطیلات آخر هفته در کوهستان این موجود عجیب بر سر راه ما قرار میگیرد و حضور او شکنجمان میدهد .
من از همینجا از شما ملت آزاده ی اکبری میخواهم تا با تفکر و تامل در آیات کبران و تغییر در رفتار خویش گناهان را کمتر کنید و دیگر توبه کنید و مردم نفهمِ بی عقلِ .... را به آیین خویشتن فرا خوانید تا شاید کبار از خشم خود بر ما بکاهد و این عذاب متحرکِ سخنگویِ زبان نفهمِ ازخود راضیِ ......... را دست بسر کند تا دیگر دست از سر ما بردارد وبگذارد زگندگیمان را بکنیم .
در ضمن شایسته است تنها سود و منفعتی که این جانور برای گروه اکبر داشته را بیان دارم که با فرستادن عکسی از وی به جشنواره ی عکسهای ترسناک توسط حیدر ، این عکس با اقتدار برنده شد و تندیس بینی کپک زده به عنوان جایزه به گروه اکبر رسید که خود عظیم مقامیست .
اینهم عکسی است که درسال دوهزارو خُردی(...2) به عنوان ترسناک ترین عکس قرن شناخته شد .

آغاز می کنم با نام و یاد او که اوّل کل عمل و ناظم کل نظم است او که هر کس که خواهد را جان دهد و هر آن کس که خواهد این دُر بستاندش .
این را به خاطر یکی از اقوامم می نویسم که پروردگارش این دُر پر بها از وی بستاند تا در جایی خوش تر جایش دهد .
از اوی خواهم که با ما چنان کند با ابدال و اولیا کرد زیرا که من نه اعمال بهشتی دارم نه طاقت آتش دوزخ حال من مانم کرم بی غایت او.
فلذا نوشتم که پنهان نسازم حرف دلم را – این همه نثر متکلف چه سود به زبان خودمانی تری بگویم – که ناراحتم چرا که در این اواخر دل ما شده بود همچو دیوار صوتی چین
هر بار که بیشینه ی سرعت این تیربار غم که بر دلم می خورد از سرعت صوت بیشتر می شد
چنان صدایی می داد که زمین و ما فیها ست خبر دار می شدند و شروع می کردند به ابراز علاقه های زورکی و اعلام همدردی های الکی و خنده های نمایشی وشمار بی شمار دیگری از این هزاران حرکات و اداها که تحملشان از تحمل درد اول سخت تر است و پایانی ندارد
مانند خرانی مانند که با آسیای خودنمایی بر سرت می چرخند و به جای گندم از ما خلق الله مغزت بهره برده و از آن جز عصیری بی مصرف به جای نمی گذارند
که به آن در عهد حاضر پارکینسون گویند. – مثل این که باز باز گشتم به همان نثر متکلف – امید دارم که کسانی که باید می فهمیدند موّعَظ شده باشند
حال چه سود که این عریضه همچو نوش دارویی باشد که پس از مرگ سهراب ، دیگران نوشند.
این همه را گفتم که شاید اندکی از بار طنز وبلاگ بکاهم و مقاصد فرهنگی خود را نشان دهم
امید دارم که همه ی شما از اولین مطلب ادبی و غیراکبری ام را بخوانید و نظر هایتان نیز فراموش نشود.
حال که به یک نمونه از عرفان اکبر آشنا شدید می خواهم شما را با کُبران کتاب مقدس اکبری ها آشنا کنم
از نکات قابل تو جه در کبران این است که به اعداد 013013،3013،313،013،3 خیلی اهمیت داده شده به طوری که تعداد آیات تمامی سوره ها همین اعداد می باشند و در پایان آیات که شماره ی شان این اعداد است علامت خاص گذاشته شده و لحن خواندن آن ها متفاوت است.
تنها 1 سوره در کبران 013013 آیه دارد و آن کَبَرة می باشد
حال به بخشی از این سوره در باب میزان اکبر توجه کنید
آیات 128 الی 133 سوره ی کَبَرَة :
من پرچم هدایتم و پناهگاه پرهیزگاری و جایگاه سخاوت و دریای جود وکوه خرد {128}
من صدّیق اکبرم و علم کبار هستم و قلب آگاه و زبان گویا کبار ، چشم و دست کبارم {129}
من ریسمان استوار و کلمه تقوا و امین راز کبارم {130}
من حجت عُظمی و آیَت کُبری ونمونه ی والا ودروازه ی پیامبر مُکبَری هستم{131}
من میزان اکبرم{132} باشد تا بترسید و و کَباتتان را بپردازید که کسانی که زودتر بپردازند تخفیف خوشحسابی داده می شود {133}
دراین قسمت می خواهیم به شجره نامه (pedigree) کامل استاد علی سگ دماغ بپردازیم از آغاز تا امروز:
ابتدا باید به اصلیت آن ها اشاره کنیم که افغانی هستند البته بسیار تبار اصیلی هستند به طوری که گویند آدم 3 پسر داشته هابیل ، قابیل و سگدماغیل.
این نژاد که در راسته بینیشکمپایان طبقه بندی می شوند سالها پیش بر اثر جنگ داخلی که بعدا به جریان آن می پردازیم به سه دسته تقسیم شدند:1-آل ایکبیر 2-آل غل 3-آل چل
که پس از مهاجرت از افغانستان به ایران آمدند آل ایکبیر در مازندران ساکن شدند و علی سگدماغ ما هم جزو آنهاست
اما آل غل به خراسان رفتند و نمونه ی بارز آنها غلامرضا عنایتی می باشد و تبار سوم یا همان آل چل که متمدن ترین تبار بین سگ دماغان بودند به تهران (طهران) رفتند و مهمترین آنها که در حال حاضر در آلمان می باشد استاد و سرمربی تیم ملی ایران آقای چلنگر می باشد البته شایان ذکر است که گروه اول از بقیه زشت تر هستند.
این قوم بعد ساکن شدن در این سه مکان به سرعت تولید مثل کرده ومانند باکتری در همه جا پخش میشوند و همه ی اکسیژن را صرف دماغشان می کنند در نتیجه بقیه ی موجودات می میرند
باز هم در این مورد اکبر گروپ واحد سمپاد آمل ناجی جان ملت شده پس از مطالعه های بی وقفه و با همکاری دانشمند بزرگ کاوالیری که بزرگترین نظریه وی که با نسبیت انیشتین از نظر اهمیت برابری می کند و این است که :
"بچه شب نباید چایی بخوره ، اگر بخوره می رینه به هیکل بابا نََنَش"
از روی این نظریه بود که ما متوجه شدیم که برای جلوگیری از تولید مثل آل ایکبیر باید عوامل حیاتی آنها را از دسترسشان خارج کنیم :
1-گیاه خز دریایی
2- دوربین فیلم برداری
3- چای
4-دستبند کشی
5-لباس اسپورت
6- بستنی دایتی میوه ای
7-لوح فشرده ی دلبر شمارهی 2
البته باید همیشه آنها تحقیر کنید و هر چه می گویند بگویید "نه" و دستان خود را به این صورت در آورید .
پس از اعمال مقاله ای به نام
"جامعه با سگ دماغ ، مجسمه ی آزادی در بند"
توسط یاسر ... به مارک همیلتون (Mark Hamilton) و تمهیدات دولتی 90% آنها از بین رفتند
اما همان طور که بعضی از باکتری ها نسبت به دارو مقاوم می شوند علی سگ دماغ هم همین طور نسبت به این تمهیدات مقاوم شده و از بین نمی رود.
در نتیجه دولت کسی را شایسته تر از اکبر گروپ برای تحمل این بار سنگین ندید تا بهبودی کامل علی سگدماغ این آخرین باز مانده ی سگدماغان ایکبیر نژاد در گروه اکبر بماند .
شایان گفتن است که این شخص از پدر و مادری غیر سگدماغ متولد شده و اولین عضو سگدماغ خانوده اش است.
این هم یکی دیگر از خواص سگدماغ هاست که اگر شما حتی به یکی از آنها نگاه کنید ولو این که از پشت شیشه های مانیتور باشد ممکن است فرزندتان سگدماغ شود یا اگر در سن رشد هستید خودتان سگدماغ شوید.
تنها راه جلوگیری این است که 231 گرم کیک زرد غنی شده حاوی مقادیر اندک اورانیوم بخورید .
امیدوارم با توضیحات عبرت گرفته باشید راه مقابله با یان موجودات را آموخته باشید .
تمام خواص ذکر شده در انتها ی این پست مخصوص سگدماغان آل ایکبیر است
تمام حقوق مادی و معنوی علی سگدماغ و مجوز انحصاری پخش CD های صوتی وتصویری وی مربوط به کمپانی فرهنگی غیر آموزشی اکبر گروپ می باشد .
™Ẵkbar Group Company© Ltd®
روز اکبر همان صفر سیزدهمین (۰۱۳) صفر سیزدهمین ماه اکبری است که نام این ماه کُبَرَی است
البته تقویم اکبری ۲۴ ماه دارد که ۱۲ ماه اول ۱۵ روزه ، ماه بعدی ۱۶ روزه ،۴ماه بعدی دوباره ۱۵ روزه و ماه آخر به صورت ۴ سال در میان ۱۵ و ۱۶ روزه بوده که بعد ها این تقویم نصف شده و به تقویم شمسی تبدیل و روز اکبر به اوّل فروردین تغییر نام پیدا کرده
شایان ذکر است که مراسم ۷ سین نیز در اصل مراسمی اکبری بوده که سفره شامل ۱۳ کاف بوده که عبارتند از:
- کانتر استریک Counter Strike 1.6
- کاهو
- کباب
- کائوچو
- کابل برق
- کات کبود
- کوکا کولا
- کوکائین
- کرم کدو
- کبری (نوعی مار)
- کامیون
- oliver kahnکه در عهد قدیم او را kahn oliver می گفتند
- آب معدنی کوهرنگ
و باید گفت فرهنگ اکبری انقدر بالا بوده که تمام این عناصر را در آن زمان یعنی 5 میلیارد سال قبل از تولد آدم ابوالبشر کشف یا اختراع کرده بوده اند . شاید تعجب کنید و بگویید که آدم ابوالبشر اوّلین انسان بوده در حالی که دروغی بیش نیست و اکبر ابوالبشری 5.5 میلیارد سال قبل از وی می زیسته و کبری -همسر اکبر ابوالبشر- سیبی از درخت کبیر خورد و اکبریان از سرزمین کبریا رانده شدند و کبری از یکی از فرزندانش-به نام اکبیریکای کبیر سوم یا Great Akbirika III - حامله شد و نام فرزندش را بر خلاف رسوم آدم گذاشت که ریشه های واژه ی اکبرز در آن نبود و آدم تمام اکبری ها به جز چند نفر را از بین برد و خود را با نام آدم ابوالبشر پیامبر در سایت های ایکبرنت -ikbernet- مانند kkk.akbar.kbr معرفی کرد که در آن زمان به جای پیشوند www از kkk و به جای com. معمول از kbr. استفاده می شده و پر طرفدار messenger هم !KaboOr بوده
در همین زمان که در حال تایپ کردن این مطالب هستم اشک در چشمانم حلقه زده که چگونه سیاست مداران فرهنگ والای اکبری را به گوزی بند کردند
یادم می آیدزمانی اکبر ی ها برای خودَشان امپراتوری عظیمی داشتند و اهرام سیزده گانه ای ساخته بودند به نام کیکبیربیریک -kikbirbirik- که تصویر آن را در پایین می بینید
یک نوشته مربوط به 6 میلیارد سال پیش که اکبر به پسرش کبیر نوشته بود

بشتابید و عضو خبرنامه شوید تا از ایمیل های ما بهره مند گردید
در پاسخ به آن دسته از عزیزانی که درباره عکس شرح وبلاگ سوال کرده بودند
این انسانی که در نقاشی اثر استاد کمال الدّین بهزاد چیره دستانه به تصویر کشیده شده
شخصی به نام کبریار ابن اکبر ابن اکبور ابن اکبار دادکَبر که در قرن 7،8و9 می زیسته
درباره ی شخصیت این انسان که از بزرگترین اکبری ها بوده به توصیف ابن بطوطه مورخ اکتفا می کنم:
"کبریار دادکبر متخلص به پیر اکبر شخصی باخصاصت بوده که گویند به سال 745 هجری ز مادر متولد شده تا سال 812 هجری وی هنوز می زید1 و هشتن2 کامل ، تن بی درد و مرض دارد و در کمال صحت و سلامت از آن اوست؛
خداوند او را در خصاصت همتا ننهاده ، هیچ مادری به قدرت همچو او نزاده و هیچ اشتری به حد وی مقابل عطش تاب نیاورده ؛ از ادراک خلق جدا و در ذات وصفات بلا معارض بود با این همه بهره مندی از نعم الهی که خداوندگار در ذات طیّبة اش نهاده بود از نعمت صورت زیبا بهره ای نداشت با این حال سیرتی تهی از مضرات و مکاید داشت
حال دریابید که چگونه مخلوق خداوند عزّو جلّ بوده گاه می شد که تا چندین شبانه روز بی آنکه هیچ بخورد یا بیاشامد با دهان روزه سر بر بستر بگزارد
وی هیچ گاه از مال خویشتن نخورد و فقط به طعامی که در مجالس سرو (serve) می شد اکتفا می کرد
به این علت و زشتی چهره در میان عامیان3 فردی مخذول و مذموم بود
اما در میان عالمان و عارفان دو عالم به فیاضی ، مناعت و تلطف شهره بود که ارزش آدمی نه به آن است که مردم بینند بل4 به آن است که شخص خود از خود بیند که خود شناسی خدا شناسی است
حال ندانم که چرا وی با این همه فضایا و محاسن همواره دم می زد از ماسوا5 و چیزی یا شخصی ، بُتی یا الَه ای یا آن چیز که ندانم که چیست و کبار نام دارد.عارفان و درویشان گویند وی آنقدر به درجات والای عرفانی نائل شده که از این دنیا و ما یحتوی فرا تر رفته و به درگاه پروردگار رسیده به هر حال اوی عالِمی درویش صفت و اگزیستاسیالیستی میانه رو نه منحرف ، سیاست پذیر و اجتماعی بود و بنده نیز هر گاه به دیدارشان نائل گشتم مشعوف و مفیوض بسیار شدم و ایشان را بیشتر دوست می داشتم بیش از آن مقداری پیشین بار دویت می داشتم به شخصه تمام هزینه های مراسم پس از مرگش را به دلار پرداختم و طبق سفارش خودشان که در اواخر عمر با هم کاسه کوزه یکی شده بودیم بر جلوی قبرش یک عوارضی زدم و از هر کس که برای دیدارش می آمد 1000 تومانِ اکبری که در آن زمان بسیار نایاب بود و فقط در بانک سپه شعبه چاکسر در ازای 1500 درهم داده می شد می گرفتم و این کار را با تمام جزمیت و یقین انجام دادم ولی چون متوفی۶ اهل بیت و فامیلی نداشت کار و کاسبی به سرعت کساد شد و بنده مجبور شدم خودم را از اداره میراث فرهنگی که در آن دوران در آنجا مشغول به کار بودم بازخرید کنم و سپس از آنجا نیز اخراج شدم و حال در محلی قریب به فلکه ی 17 شهریور دکانی دارم و کتابی می فروشم و سیگاری.
اما بگویم که بعینه همی دیدم و به گوشه همی شنیدم که از گور ایشان اصوات مشکوک مخروج بود و بر میت شان الوانی مشکوک روان بود به این دلیل و دلیل همان منقبات و صفات بالا پس از مرگ Cannibal Corpse نامیدند و بعدترها نیز گروه متالی به همین اسم راه اندازی شد. یادش و روحش گرامی"
احتمالأ این کامل ترین مقاله در باره ی کبریار دادکبر است.
(کلاه نمدی روعشقه)
اكبر گروپ قصد دارد در راستاي اشاعه ي فرهنگ غني اكبريت نما يشنامه ي تنها فيلم اكبري به كار گرداني كابري كاپلين(با اسم مستعار چارلي چاپلين)را تقديم به شما كند.
معرفي فيلم
نام :من داوود 013 سال دارم
تهيه كننده واسپانسر:شع..........حيد.......
بازيگران :داوود.ياسر.نعمت .توفيق.حيدر.با حضور افتخاري علي سگ دماق
صحنه ي اول:
حركات موزون توسط علي سگ دماق.(به افرادي كه ناراحتي قلبي دارند پيششنهاد ميشود كه صحنه را نبينند)
صحنه ي دوم:يك صحنه ي كاملا ترسنا ك در يك اتاق تاريك صداي برو بچ اكبر ميآيد همچنين وق وق علي داركوب (به همراه آهنگ ترسنا ك) نا گهان همه ساكت ميشوند در باز مي شود . بيننده گان در نگاه اول فكر مي كنند دراكولا در حال ورود است اما اگر كمي هوش خود را به كار بيندازند مي بينند در عين ناباوري اين فرد سلام نكرده است و همچنين از سايه ي روي ديوار و استيل افتضاح ان مي فهمند كه او داوود ا ست
و علي موش كور با بيني خود كليد برق را ميزند و همه يكجا نوا ي تولدت مبارك سر ميدهند بله تولد حامد بوده است در 013 سالگي.
صحنه ي اخر :
منظره اي دل انگيز از حيا ت وحش كه حيوو....................ني به نام علي موش كور در حال رقصيدن است .
توضيحات:
داستان اين فيلم بيش از اين ها بوده است اما به دليل شكم پلج داوود فيلم در همين جا پايان ميپذيرد ..
جون هر چي مرد نظر بده
مشخصات:
نام: سیه روز
نام خانوادگی : در دست احداث است
نام پدر : خز علی
نام مادر : خیض الله
این هم عکس ضایع اش
برای کپی کد این عبارت را در ویرایش قالب کپی کنید:
<A href="http://akbar-group.blogfa.com" title="Akbar" target=_blank><img
src="http://akbargroup.persiangig.com/Yaser/logo%20ko0o0o0chik.GIF"
width=88 height=40></a><br><br>
در ارستاي اينكه مكبر كبرداديان(بعد از فرار خود را محمد خرداديان
ناميد)از عنا صر مسئله داركه سالها براي استكبار آنتي اكبرها خوشرقصي كرده است
پس از ازادي از زندان احتما لا" با مفاهيم وانديشه هاي اكبريآشنا خواهد شد.
در همين راستا به اكبر آباد بازخواهد گشت.پيش بيني ميشود نوار رقص بعدي او بعدي در داخل وبا متن زير منتشر خواهد شد.
كبرداديان:با سلام ودرود به اكبري هاواعلام انزجاراز استكبار انتي اكبر ها از برادران نازنازي وخواهرين عزيز.
ويدئويي كه ملاحظه مي فرمايين آخرين ويدئوي حركات موزون من است.
اين را واسه اشاعه فرهنگ ناسيونال سوياليست اكبري می سازم.
ابتدا حركات موزون شاطر اكبري.در اين شكل شنيع وموهن ابتدا پاي
راست را جلو مي بريم بعد بخش مياني شاكله وجوديمون رو آروم تكون
مي ديم اول به سمت چپ بعد به سمت راست.
البته رقاص ماهر اكبري علي لوپز(سگ دماغ)نيز او را ياري خواهد
كرد.
رقص مستهجن علي لوپزي.ابتدا مو هايمان را به شكل عجيب و مستهجني
تكون مي دهيم وزبانمان را رو يه كمي در مي آوريم. بعد دست ها را
مشت
كرده و به شكل حال به هم زني از مچ مي چرخانيم(ايييييييييييق...)
سلام عرض ميكنم خدمت شما و با استعانت از كبار منان اولين آموزش
بصري براي مدل موي اكبري ها از سلسله برنامه هاي چهره پردازي
اكبري را تقديم شما مي كنم.
بر طبق گفته هايي كه از گذشته سينه به سينه نقل شده
اولين پادشاهي به مقوله چهره پردازي اكبري ها (به عنوان انسانهاي
متمدن وخوشتيپ) پرداخت شاه لهراسب اكبر پوريانو بود. (براي شادي
روح همه ي اكبري هاي شهيد.مقتول.قاتل.مفقود........صلوات بر اكبر وآل اكبر)
همچنين گفته شده كه او مدل موي لهراسبوي را مدل موي همگاني
كشور اعلام كرد.كه بس عجيب مدليست.
همچنين خواننده ي فقيد و بزرگ ما علي لهراسبي نيز از همين مدل مو
استفاده ميكند.(به به به .....)همچنين اوني كه مدعي بود هم مدل
در پستهاي بعدي مطالبي در مورد چهره پردازي ارائه ميدهم .
البته دوستان به
یکی از وقایای مهم تاریخ چند هزار ساله ی اکبرها جنگ مکابیری اول می باشد که با یک باند بسیار
جوات (به دلیل مسایل امنیتی فعلاً از گفتن نام این باندمعذورم)روی داد.(سال013 هجری.اکبری)
آغاز جنگ بدین سان بود که وقتی شاهزاده ی اکابر (لیزیانوی سوم) خواست برای گردش به مناطق
شمالی سرزمین اکبرها(سیبری کنونی)برود
ناگهان از مرزاکبرها خارج شد ووارد سرزمین...ها شدودرآنجا مورد هجوم افراد وحشی...ها قرار گرفت اما او توانست تا مرزاستان یامزید فرار کند
اما وقتی وارد کشور شدیکی ازوحشی ها با پرتاب یک نیزه او را به شهادت رسید.![]()
خبرکشته شدن لیزیانو به پدر بزرگوارش حاموود بزرگ رسید(جد داوود)او بسیارخشمگین شدویک
نامه ی طویل به شاه ...ها نوشت و خواستار تحویل آن قاتل شد
ولی چون باموافقت همراه نشدفرمان جهادی اکبر را صادر کرد.
تمام اکبرهای جنگجو از سرتاسر سرزمین جمع شدند وآماده ی جنگ شدند وبه طرف...هاحرکت کردند.
وقتی این خبر به گوش شاه همسایه رسید او ازحال رفت و سریع او را به بیمارستان هفده شهریور انتقال دادند
دکتر ها هم گفتند که او سکته کرده است ودر کما است و از ما کاری ساخته نیست!
روز سوم ماه تیرداد جنگ در کشور کوچک ...شروع شد.
ابتدا گروهی ازدشمن با پای پیاده حمله کردند ولی همگی به هلاکت رسیدند وقتی سپاه اکبرها
به قلعه رسیدو خواست دره قلعه را بشکند یهو از پشت مورد هجوم دشمن قرار گرفت وکشته های
زیادی دادامااین سری از دشمن هم با رشادتهای گج لسک(جد گج توفیق) به گه بند شدند.
با ورود اکبرها به قلعه و فتح آن حکومت..ها هم از بین رفت و این سرزمین هم به کشوراکبرها افزوده شد.
تنهابازمانده ازاین باند هم شاه آنهاست که او هنوز هم درکمااست!
از کجا آمده است خدا می داند؟!؟!.......-band
حال به عکس دسته جمعی بعد از مکابیراول دقت کنید.![]()
![]()
فرمانروایی اکبری از گذشته تا امروز (قسمت اول )
از بدویانه ترین گروهک های کبیر در میان دریای کبر ( که امروزه انرا دریای مازندران نام نهند ) و کوه کبور ( همان رشته کوه های البرزامروز )
مردمانی در کشوری با نام
ولیسده ( امروز این کشور تجزیه شده اما هنوز بخشی از باقیست که من خودش در آن کشور زیستن میکنم ) یکدگر را تاب میاوردند و روزگار میگذراندند . البته ولیسده ان زمان تحت سلطه ی حیدر اول ( پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدرِم ) در آنجا حکمرانی میکرد و با فرستادن پیک کشور های همسایه نظیر جلیکان ، چنگاز و ... را به دین اکبری دعوت میکرد و خیل آنان نیز پذیرفتند .که حاکم وقت چنگاز (قربون) نیز به اتحادیه ی جماهیر کبرا نیز پیوست که عظیم مقامیست .
سال ها بدین منوال گذشت و آیین اکبری گسترش یافت و فتوحات ولیسده که بیشتر با نام ولیس خوانده میشد به سرکردگی دو فرمانده بزرگ یکی (حِسِن خی ) و دیگری ( خِلسان ) که خلسان دایی حسن خی میشد گسترش یافت حسن خی خاور را میگشود و خلسان آنور را ( غرب را ) طوری که از هند و چین و مغول تا بدانور در اروپا و حتی قاره ی آمریکا که خلسان آن را در گشور گشایی هایش کشف کرد نه کریستف کلمب همه جزو ممالک این کبریایی ها شد و نکته ی جالب در این باب آنکه خلسان و حسن خی پس از 013 سال کشور گشایی یکدگر را دیدند آندو که شرق و غرب را به هم پیوند زده بودند پس از پیمایش نیمی از زمین دوباره درست در نقطه ی مقابل ولیسده در آنسوی زمین به هم کش خوردند و از این رویداد میمون کروی بودن زمین را نیز نتیجه گرفتند که بعد ها بگفتند قالیله این فعل را فعلوند که کذب محض است و کذابان بی شرف آورده اند که قالیله در ممالک غرب زیسته است که هرگز چنین نیست و قالیله منجم در بار
حیدر کبیر فرمانروای امپراطوری کبریا بوده است .ادامه ی داستان در پست های بعدی
یا اکبر...
اکبر ها همواره در طول تاریخ به عنوان یه مشت انسان های با دموکراسی معروف بوده اند.
از جمله ی این دموکراسی می توان به زندگی اکبر های خدا پرست با اکبرهای بت پرست اشاره کرد.آنها
در کنار هم زندگی می کردندولی یک بار هم نشد که با هم درگیرشوند(بر اساس کتاب تاریخ اکابر)که
این حاکی از شعور بالای اکبر ها دارد.اکبرهای بت پرست را در این مقاله به شما معرفی می کنم:
آنها الهه ی اکبرانهیدا پرستش می کردندو معتقد بودند اوست که کره یمکابیر(زمین)را آفریده و انرا هدایت
می کند.
آنها هر سه شنبه ساعت7بعد از اخبار ورزشی به عبادت گاه می رفتندواکبرانهیدا را پرستش می کردندو
هر ماه یک اکبرگوتان
برایش قربانی می کردند و خون انرا به دریا می ریختند چون اعتقاد داشتنداین کارخدای آنها را حفظ نگه
می داردوگوشت آنرا هم کباب می کردندو می خوردند تا همیشه سالم بماننددر تاریخ امده است که
حیدر بزرگ - که جد بزرگ حیدر خودمونه - همواره نصف گوشت را به زور مگرفتو می بلعید!(چه شباهتی)
آنها هر سه شنبه شب مقداری طلاوجواهر یا تراول به اکبرانهیدا هدیه می دادند حیدر بزرگ هر سه شنبه
شب هدیه ها را جمع می کرد و به خانه می برد.از این روحیدر بزرگ توانست ثروت زیادی جمع کندویک
باغ شبرنگ در جزیره ی ولیسده شمالی بخرد.
در حدود سال 1357هجری.اکبری اکبریان بت پرست تصمیم گرفتند که برای خدایشان یک خواننده بگذارند
تا حال کنهبرای همینیک آگهی در روزنامه دادند تا یک خواننده پیدا بشه پس از چند روز خواننده ای پیدا
شد وحاضر به انجام این مهم شدوآن کسی نبود جز..
D.J Mamas
بعد از وفات ممس خواننده ای دیگراین مهم را پذیرفت و آن هم کسی نبود جز
بزرگ موسیقی مکابیر...
Ali louhrasbi در این جااولین قسمت از مقاله ی من به پایان رسید برایتان یک عکس از اکبرانهیدا می گذارم حال کنید.به سراغ تاریخچه اکبر می روم می دانید کیک بیر بیریک -قبلا در مورد آن توضیح ارائه شد- در کجا واقع شده بود از ده
اک (که نام فعلی این ده است) که دهی است از دهستان دشتابی ، بخش بوئین شهرستان قزوین شروع و به ده دیگری باز هم به نام اک که این نام نام فعلی آن است و در قدیم جزو شهر کیکبیر بیریک بوده و فعلا در دهستان خرقابی ، بخش آوج شهرستان قزوین قرار دارد خطم می شده.حالا باید فهمیده باشید که هر لطیفه ای سرچشمه ای واقعی دارد البته
اک به معنای عیب و آر ، روز گرم بی باد و شکوفه نیز میداده که کلمه ی اکبر می توانسته از معنای اول و آخر سرچشمه گرفته باشد که به معنای پرقدرت اما بی روح می دهد می باشد که دلیل آن نماد شناسی و بعدا توضیح عرض می نمایمای جان خدا یا مِره بکوش یا این ملت همِره بکوش
امروز اعصاب من به کلی داغان است گویی نوک بینی ام میخارد .
بدین سان آپی میکنم بی محتوا تا شاید اعصاب شمارا نیز خرد کرده و کَمکی اِرضا شوم.
این ملت که وینی وشون هچی حالی نوونه خله عذر خوامه اتی بَو گوووووووو .
بَو چیسه ؟.......چیسه ؟ .......شرمنده نتومه جواب حادم اما به اینه اکتفا کمه که همه زبان اکبری ره به کا بیتنه و بازهم عذر خوامه خَنه زننه ( الهی بال بنه بزنن بمیرن )
اسا مِن شه خدش بدن شمِسه گمه چتی بیه خا ؟ ای هچ کَس سه نووین خا ؟
اسا بورین پس نرد .
بنگر که چنان زندگان را می ميرانيم و نيز بنگر که چگونه مردگان را نيز می میرانیم و ما همه را می میرانیم باشد تا ایمان آورید
بیاد آر زمانی را که اکبرپیامبر از شهر اکبیربیرانتوریانو گذر می کرد دید که همه میرانده شده اند
آنگاه بود که بر زمین دَراز کشید و دست به دعا بلند کرد و از کُبار --- خدای اکبری ها --- خود به زبان اکبری پرسید:" اینتا مَحله دِله چُچی بَیّه1؟"
در آن زمان بود کبرائیل
از طرف کُبار آمد و ندا داد:"مَردِم واگیر مَرَض بَیته بَمِردِنه؟ 2"
اکبر گفت :" اَخاخاهِه! وَلّاهه راستی گِنی مِنی نَیرَم نَمی رَم ،بَیرَم بِیچاره وومه زَن وَچه ره کی وِنه داره؟3"
کبرائیل گفت :"خِدِش ناراحت نکن نه ؛کبار کریمه، اَتچی وونه، دِرِست کِمّی4"
اکبر گفت :"یَعنه مه خیال راحت سرِّ بِلَّم بَمیرَم5" کبرائیل پاسخ گفت:"اَره اَره اَره بور شه کار په6" و این را گفت و ناپدید شد.»)
فرازهایی از کُبران
توضیحات:
البته شایان ذکر است که کلأ 01300013 اکبر پیامبر وجود داشتند که این اکبر 118455امی بود.
کتاب کُبران کتاب مقدس اکبری ها است که 013 تا سوره دارد که هر کدام 013 تا آیه دارند و این کتاب منصوب به اکبر پیامبر استو کسی نمیداند کدام اکبر پیامبر و از اسرار کُبار همان خدای اکبری هاست وهمچنین اکبیربیرانتوریانو شهری بود در دوران پارّینه اکبری که امروزه آن را به عنوان تهران می شناسیم
معنای عبارات:
1-در این مکان چه اتفاقی افتاده است.
2-مردم دچار بیماری واگیر دار شده اند.
3-وای!آیا راست می گویی من هم بیمار نشوم و نمیرم اگر بگیرم بیچاره می شوم چه کسی از همسر و فرزندانم مراقبت می کند.
4-خودت را ناراحت نکن ؛کبار کریم است و به تو کمک می کند.
5-یعنی با خیال راحت بمیرم.
6-آره آره آره همان کار بکن که خوب است.
احساس می کنم کفتون بران گشت
قدم در بادی کبیر
سلام
اول از همه از یاسر... بخاطر آپ های متوالی تشکر میکنم .
و حالا میخوام مختصری د رمورد رشد یافتن از مرحله اصغر تا رسیدن به مقام اکبری بنویسم .
البته داش یاسر یه چیزای گفته بود اما زیاد سنگین بود ترسیدم شما که تازه کار هستین کار دست خودتون بدین البته به ما هیچ رفطی نداره فوقش خودتونو بکشید که خیل یلذت بخشه.
بریم سر اصل مطلب کسی که میخواد خصوصیاتشو با این گونه گروه ها مطابقت بده یه سری شرایط داره:
1-شرارت تو خونش باشه
2- قدرت له کردن موانع سر راه رو داشته باشه .
3-هرگز عاقبت اندیش نباشه و نخواد قبل از انجام کار به عاقبت اون فکر کنه .
4- به کسی نباید رو بده و همیشه گربه رو دم حجله قطعه قطعه کنه .
البته 013 تا شرط وجود داره که اگه اونا رو بگم سازمان ملل در وبلاخ (وبلاگ ) رو تخته میکنه.
اینا باید شرایط شخص قبل از پیوستن باشه . اما باید بعد از پیوستن یه سری کارا انجام بدن که تو پست های بعدی بیشتر در مورد اونا توضیح میدم .
اما اگه شما خر شد ین و میخواین اکبر بازی در بیارین در صورت نداشت حتی یکی از شروط بالا بی خیال شین .
اگه کسی ژنتیکی شرور و یاغی نباشه نمیتونه دووم بیاره و وسط راه میبره و سایر اعضا به اصطاح اونو میکنن.
اینایی که گفتم مربوط میشد به شرایط و از این جور شر ور ها.
حالا اگه احساس میکنید میتونید بسم الله .
start
همونطور که میدونین موسیقی هنری که هر قوم و قبیله ای با هرفرهنگ و رسم ورسوم از اون به طرق مختلف از ابتدای تاریخ استفاده کردند .
